انعکاس
فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت
روز جمعه مقاله ای را با این عنوان وحدتشکنی به بهانه خالصسازی را در پایگاه خبری جهان نیوز مطالعه کردم. برایم جای سوال است که چرا این مقاله در چنین زمانی باید به نگارش در بیاید. کل متن با استفاده از فرمایشات مقام معظم رهبری به این امر می پردازد که نباید در این موقعیت(انتخابات مجلس و تضاد گروه ها و احزاب ) به بهانه خالص سازی انقلاب وحدت بین گروه ها و احزاب وجناح های سیاسی را از بین برد. شاید این هم طعنه ای است به سکوت رییس جمهور و نگرانی از اتمام این سکوت وحدت بخش! مدتها است که رییس جمهور محترم به نمایندگی از دولت و ملت مطرح کرده اند که با کمک هم کشور را بسازیم. ولیکن چه چیزی نگارنده این مقاله را نگران ساخته است؟! جواب این است که بعد از بعد از فتنه 88 از جریان چپ جز نعشی که گاها به آن شکی داده می شود تا زنده بماند نمانده است. گاها از این طرف و آن طرف و از سوی بت بزرگ تلاش هایی در جهت احیاء این مرده سیاسی شده است ولیکن زیاد موفقیت آمیز نبوده است. پس از سال 88 بود که جناح راست به خیال خود، یکه تاز میدان شد و همه چیز را در دست گرفت غافل از اینکه دولت خدمتگزار به هیچ عنوان اهل بده بستان های سیاسی نبود. پس از این بود که فشار ها بر دولت به انحاء مختلف و به ناجوانمردانه ترین روش ها صورت گرفت.کافی است بر روی جریانی که در طول این دو سال خود را مدعی ولایت و بصیرت معرفی کرده است توجه بیشتری نمایید. این ماجرا با انگ جریان انحرافی شروع شد و اکنون با معرفی دولت به عنوان ادامه دهنده جریان فتنه و اقدامات عده ای در داخل مجلس با عنوان بی کفایتی رییس جمهور کلید خورده است. در پست قبلی این موضوع را بررسی را کردیم. کافی است سری به پایگاه های اطلاع رسانی بزنید تا این حملات بی سابقه بر ضد یک دولت را در یابید. در حال حاضر قافله سالار این حرکت سایت الف منتسب به احمد توکلی است. برای نمونه این سرمقاله را به قلم فرهاد محسنی را با این عنوان که برای اثبات عدم کفایت رئیس جمهور چه اتفاقات دیگری باید بیفتد؟ را بخوانید. یا این مقاله من واحمدی نژاد و چينی نازك اعتماد به قلم دکتر فتح الله آقاسی زاد؛ و یا این یکی با عنوان کدام دولت در حفظ ارزش ریال موفق تر بوده است که در این مقاله عنوان می شود که: «دولت احمدی نژاد تا قبل از بحران ارزی اخیر موفق ترین دولت از نظر حفظ ارزش ریال محسوب می شد البته سکوت معنی دار دولت وی در کاهش شدید ارزش ریال در روزهای اخیر، نقطه تاریک و ننگینی در کارنامه وی باقی خواهد ماند. اگر عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد در مجلس تصویب نشود و وی تا پایان دوره اش در سال ۹۲ رئیس جمهور باقی بماند و بتواند تا آن زمان نرخ دلار را کمتر از ۱۷۰۰ تومان نگه دارد،....» حال سوال این جاست که با تمام این دشمنی ها و ظلمی که در حق دولت رواشده است از چه وحدتی دم می زنید؟ آیا می توانید بگویید با چه کسی و یا چه کسانی باید وحدت کرد؟! آیا از افشا شدن برخی مسایل که در دستگاه عظیم و طویل تان در حال رخ دادن است نگرانید، که اینگونه و با این عناوین قلم می زنید؟ وحدت اگرچه در نگاه اول، اقدامي پسنديده و گاه مقدس نيز هست اما بدون ملاك و معيار نه شدني است و نه پذيرفتني. وحدت با چه كساني؟ حول چه محوري؟ و براي رسيدن به چه مقصود و هدفي؟
کافی است به سخنان رییس جمهوری در سفر به کرمان خوب توجه کنید: آیا به دلیل مخالفت با من باید از این ملت انتقام بگیرید، آیا این دینداری، ایرانی بودن، اصولگرایی و اصلاح طلبی است؟
اکنون دست و بالها را بسته اید و به دلیل مصالح کشور سکوت می کنیم اما سینه خیز هم که شده برای آبادانی کشور حرکت می کنیم. حداقل از ماجرای فتنه 88 عبرت بگیرید که هنوز خاطرات تلخش از اذهان پاک نشده است، جوهر قلم هایی که در وصف و تحلیل آن نگاشتند هنوز خشک نشده است! حداقل واقعه 9 دی را بیاد آورید. اگر بار دیگر شعار ها و فریاد های مردم را در آن روز مرور کنید دیگر جرات جسارت را نخواهید داشت. بارها جواب این فضاسازی های رسانه ای و جوسازی ها را دیده اید، در عجبم که چرا از این همه واقعه عبرت نمی گیرید، و به راستی مولا علی(ع) چه زیبا فرمودند: «ما اکثر العبر و اقلّ الاعتبار» چه بسیارند عبرت ها، و چه اندک است عبرت گرفتن. هیچ گاه موفق به فتح خاکریز اول نخواهید شد! چه برسد به...!؟ پس منتظر خشم ملت باشید. دور نیست، همین نزدیکی هاست. به این جملات خوب توجه کنید: «مجلس و قوه قضاییه وظایف خود را در برخورد با بی کفایتی دولت انجام نمی دهند. و یا این جمله فردا با محمد رضا باهنر رئیس مجلس در رابطه با بررسی وضع موجود دیدار دارم. در این دیدار در رابطه با وظیفه مجلس برای عزل مسئولین اقتصادی و بی لیاقت دولت یا تعیین تکلیف کل دولت مذاکره خواهم کرد.»** سید شمس الدین حسینی وزیر اقتصاد در اخبار 14 نیمروز شبکه یک چهارشنبه 5 بهمن نظراتی را بیان کرد که بسیار قابل توجه و تامل است: «جهش قیمت در دو روز تعطیل اتفاق افتاده است و در این امر متاسفانه عده ای از خبرگزاری ها با اعلام قیمت های کاذب و حتی یکی از خبرگزاری های رسمی با ارسال پیامک سعی در بی ثباتی بازار را داشتند. و عده ای نیز با فضا سازی قضد بالابردن قیمت و بی ثباتی را داشتند. مجری نیز در ادامه افزود شاهد هستید که امروز سکه نزدیک به 120 هزار تومان کاهش یافت که با واکنش وزیر اقتصاد مواجه شد! دکتر حسینی فرمود: در واقع آن قیمت های کاذب وجود نداشته است که 120 هزار تومان قیمت ها کاهش یابد... همچنین وزیر اقتصاد افزود که وضعیت ذخایر ارزی و طلای کشور در طول این سی سال بی سابقه و کم نظیر است ...» از سوی دیگر کافی است نگاهی به رسانه های خارجی همچون بی بی سی و وی او ای و همچنین رسانه های داخلی بیاندازید تا متوجه شوید چگونه همزمان با فشار های اربابانشان چگونه سعی در نمایش بی ثباتی و فشار اقتصادی در داخل کشور دارند.
پس از اینکه پروژه سوال از رییس جمهور در ابعاد مختلف از حیث مشروعیت و اعتبار در بین اقشار مختلف جامعه فاقد مشروعیت برآورد شد پروژه ناکارامدی دولت در بعد اقتصادی کلید خورد. در شرایط ویژه ای که شیاطین خارجی نیز با افزایش تنشها و توطئه های خود و همچنین کوک کردن ساز تحریم نفتی به خیال خود سعی در به زانو در آوردن دولت و ملت ایران دارند؟! در بعد داخل بازار کاملا آشکار است که عده ای سود جو فرصت طلب با معاملات صوری و فرایند های پیچیده در جهت افزایش نرخ طلا و از تلاش می کنند و پیاده نظام و پیش مرگشان نیز در مجلس هم کسی نیست جز اقای همیشه مخالف جناب دکتر احمد توکلی. با این امر تنها ناجی اقتصاد ملی مجلس نشان خواهد داده شد و دولت نیز که وظایف خود را به خوبی انجام نمی دهد از اعتبار ساقط خواهد شد، امری که مدتها به دنبالش بوده اند. امیدواریم با تدابیر مسئولین کشور این تلاطم به آرامشی همیشگی تبدیل شود و اقتصاد ایران اسلامی از این گرداب رهایی یابد و تلاش ها و توطئه های خناسان و شیاطین داخلی و خارجی همچون همیشه به خودشان بازگردد. * هیچ گاه فریاد های احمد توکلی را در صحن علنی مجلس و لرزش دستانش که نشان از عصبانیت و ناکامی وی در جلسه استیضاح بود را فراموش نمی کنم. ** این جملات کسی نیست جز آقای دکتر توکلی! که امتحان دکترای خود را در طرح بسیار موفق! تثبیت قیمت ها که اقتصاد ایران را به ورطه نابودی کشاند به خوبی و با نمره بالای بهره برداری سیاسی پاس کردند. ولی گویا هیچ گاه این مساله از جانب دوستان داخلی درک نشده است. هر روز به یک بهانه ای مساله ای را علم می کنند. 1- از جمله جدیدترین افاضات دوستان اصولگرای ناب ما پرویز خان سروری این بوده است که فرموده اند: مجلس مقابل شعارهای غیر عملی می ایستد. وی، با اشاه به برنامه های جریان انحرافی در هفته های آخر منتهی به انتخابات مجلس نهم به مهر گفت جریان انحرافی برای مجلس نهم فازهای مختلف را طراحی کرده تا برنامه های خود را پیش ببرد. 2- اولین اظهارات رییس جمهوری پس از بازگشت از سفر دوره ای شان به کشوهای آمریکای لاتین به میهن اسلامی این بود که فاز دوم هدفمندی یارانه ها تا پایان سال طبق قانون مدون مجلس شواری اسلامی اجرا خواهد شد. 3- هاشمی رفسنجانی حدود دو ماه پیش در سخنانی اظهار داشت که سکوت رهبری در برابر انحرافات رییس جمهوری را جایز نمی دانم. وی قصد شبیه سازی تاریخی در رابطه با ماجرای بنی صدر را داشت. اولین اشارات تئوری منحرف خواندن رییس جمهوری توسط ایشان مطرح شد. گویا یاران و پیاده نظام اصولگرای ایشان وارد فاز عملی این تئوری شوم شده اند که از مدت ها پیش از یاران و اطرافیان نزدیکان رییس جمهور آغاز شده بود و حالا به خود ایشان رسیده است. اگر ماجرای 1 و 2 و 3 را مطابق اثبات قضایای هندسی در نظر داشته باشید به نتیجه ای نخواهید رسید جز اینکه رییس جمهور و رییس قوه مجریه که وظیفه اجرای برنامه ها و قوانین کشور را داراست دچار انحراف است. به نظرم آقای سروری در این رابطه کمی خویشتن داری حیا پیشه نموده اند و از منحرف نامیدن رییس جمهور خودداری کرده اند. * در مطلب قبلی خود عرض کردم زمزمه های توتالیتاریسم به گوش می رسد که دوستان تذکر دادند. بعد از ماجرای حمله به روزنامه به ایران، فریاد! بعدی رای دادگاه آقای جوانفکر است امری که این روزها به مساله ای عادی و غیر عجیب بدل شده است. دادگاه آقای جوانفکر به 1 سال حبس به خاطر توهین نکرده به مقام معظم رهبری و 5 سال محرومیت از فعالیت در عرصه های محتلف محکوم کرده است. اتهامی که خود یک نوع اتهام قلمداد می شود. پیشنهاد می دهم دوستان عزیز متن وبلاگ ایشان را خوانده و با وجدان خود در مورد این متن و رای صادره قضاوت کنند. گویا دامنه شعله خشم این آقایان از سکوت وحدت آفرین دکتر احمدی نژاد به نزدیک ترین یاران ایشان رسیده است. سکوتی که مبادا روزی شکسته شود! وحدتی که دکتر احمدی نژاد آن را از حرمت خود و یارانش با اهمیت تر می داند. بسیار جالب است که در طول این 6 سال! روزانه بدترین توهین ها از جانب رسانه و جریانات سیاسی نثار رییس جمهور و نزدیک ترین یاران ایشان شده است. سوال بنده از قوه مستقل و قاطع قوه قضاییه! این است که شما اینگونه توهین های علنی و هتاکی ها را چگونه توجیه می کنید. سکوت ریاست جمهور آن ها را بیشتر از همیشه هتاک تر و خشمگین نموده است. (توضیح وارده این است که قصد بنده مقایسه مقام و منزلت مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری نمی باشد) یک نمونه توهین واقترا و تهمت (که مثل اینکه یادمان رفته در اسلام این مورد هم جزو گناهان کبیره است) را در بالا ذکر کردم آیا در قاموس شمایان حرمت ریاست جمهوری با پشتوانه 25 میلیون رای جایگاهی دارد. آیا نمونه هایی همچون توهین جناب آقای سروری توهین به شعور 75 میلیون نفر ایرانی نیست. مدعی العموم کجاست؟! *یاد مثال بسیار جالب و تکراری افتادم: ملا نصر الدین به دروغ جار می زد که فللان جا آش می دهند. بعد از مدتی دیدکه عده ای به طرفی در حال دویدن هستند، از یکی از این دوندگان پرسید که قضیه چیست؟ گفت آنجا آش می دهند. خود ملانصر الدین هم به همان سمت دوید تا از آش محروم نباشد. در همین رابطه این قدر این دروغ را تکرار کرده اند که خودشان هم باورشان شده، نمونه بارز و خنده دار دیگر آن که مدتی پیش از سوی اقای دکتر!! زاکانی مطرح شد: نقسیم 900 میلیارد تومان از جانب جریان انحرافی برای انتخابات بود!
برچسبها: احمدی نژاد, فتنه, مقام معظم رهبری, مجلس, توکلی![]()
![]()
![]()
برچسبها: مجلس شورای اسلامی, احمد توکلی, سکه, ارز, احمدی نژاد![]()
![]()
![]()
برچسبها: احمدی نژاد, جریان انحرافی, مقام معظم رهبری, مجلس, انتخابات, جوانفکر![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |


